تبليغاتX
اسیر عشق واقعی باش تا نجات یابی
اسیر عشق واقعی باش تا نجات یابی



بینوایان ۱

سلّــــــــــــــــــــام

ما اومدیم

خوبید ایشالا؟؟؟

مرسی به مرحمت شما ما هم خوبیم

خب خانواده چطورن؟؟؟

اونا هم خوبن؟؟؟

خب خدا رو شکر

سلام مارو هم برسونید خدمتشون

سلامت باشید

مرسی

خب دیگه چاق سلامتی بسته گمونم

مثل همیشه بعد از مدت های مدید تونستم یه وقت ناپلئونی گیر بیارم بیام پست جدید بذارم

عرضم به خدمتتون این پستم سری اول داستان بینوایانه با کمی تحریف

امیدوارم خوشتون بیاد

 

                                                               

بینوایان ۱

در شامگاه روز هفدهم ژوییه ی سال ۱۸۹۴،هنگامی که همه ی کودکان در بستر خود خوابهای طلایی میدیدند،کوزت،این دختر بیچاره،به دستور زن بدجنس و بی ریخت تناردیه به دنبال آب فرستاده شد

دخترک کفش های نایک وصله شده ی خود را پوشید و سطل خالی آب را برداشت و به سمت چشمه حرکت کرد.هر چه از خانه دورتر مشد چراغها هم کمتر میشدند.از دور صدای زوزه ی گرگ و آهنگ نازی جون شنیده میشد.کوزت در راه با خود فکر میکرد

ای کاش روزی یک شاهزاده با اسب سفیدش بیاید و مرا با خود از شر این تناردیه ها و دو دختر بدجنسشان نجات دهد

نه..نه…اصلا من زیاده طلب نیستم.کاش یک پیر مرد پولدار میامد و از من خواستگاری میکرد…آنوقت او به زودی دار فانی را وداع گفته و من کلی پولدار میشدم و حتی میتوانستم برای خودم یک الگانس بخرم و با آن روزها به خیابان ها بروم.حتی میتوانستم کنکور هم بدهم و در یک رشته ی در پیت قبول شوم و بعد از آن خودم را با منگنه به یکی از پسرهای پولدار و خوشتیپ دانشکده الصاق کنم

کوزت بی نوا در افکار خود مستغرق بود.فضای وهم آلود و خفن بیرون او را وادار میکرد که در افکار خود غوطه ور باقی بماند.در این صورت کمی از ترس او از بین میرفت و حواس پنجگانه ی کوچک و ظریفش متوجه دنیای واقعی و وهمناک پیرامونش نمیگشت

در همین خیالات بود که ناگاه صدای بوق وحشتناکی او را به خود آورد

اوا!خانوم خوشکله شما این وقت شب،توو این شهر پر از گرگ؟..مگه داآشت مرده که پیاده گز میکنی؟…برسونمتون؟

کوزت بد بخت:سلام آقا…من خیلی …(در این هنگام گریه ی دخترک آسمان را جر داده و کلاغ های خفته را متواری میکند)عــــــــَــــــــر بـــــــــوووق!

جوان مهربان و خوش قلب:خانم جوان!واقعا خوبیت ندارد شما این وقت شب توی خیابان ها باشید

کوزت بی نوا:آخر این تناردیه اینا منو فرستادن برم از چشمه آب بیارم

جوان:اصلا نمیخواد زحمت بکشید.(جوان پیاده میشود و به سمت صندوق ماشین خود میرود)این دبه ی ۴ لیتری پر از آب معدنی دماوند ، تحت لیسانس ویشی فرانسه است!

کوزت:وای!شما واقعا جوان خوبی هستید.مرسی واقعا…خدا از بزرگی کمتون نکنه

جوان خوشتیپ:وظیفست خواهر!…این کاغذ شماره ی موبایل منه،اگه دیدید که اون خانواده ی بی دین و ایمان میخوان شمارو اذیت کنند به قله ی کوه بروید و این کاغذ را آتش بزنید سه سوته در خدمت شما هستم

و کوزت به سمت منزل روانه گشت.در راه بازگشت افکارش را آپ گرید مینمود

 

آخر نوشت:)  دوربین از بالا جاده ی تاریک را نشان میدهد که کوزت در آن به سمت خانه در حرکت است،از دودکش خانه دود بیرون میاید و دوربین آرام آرام به طرف بالا آمده و روی ماه زوم میکند

ادامه دارد

عزت زیاد_یا حق_بای  
 
 
تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت باد

شنبه پنجم دی 1388  توسط فریبا  |

 

بیا ببین چه خبرهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

سامبولبلیکم

چطورید؟؟؟؟؟

وای که چقد دلم واسه پست گذاشتم تنگ شده بود

فریبا خانوم بلاخره این بار از پست جدید خبری هست

بلاخره یه بهنونه پیدا کردم که بیام اینجا ازش بنویسم

خب اول یک عدد خبر hot

به مقام عمّگی منصوب شدم

همگی به سلامتی جیگر عمه

انقزه خوفه

همین امروز که از مدرسه اومدم مامانم گفت

کلی از راه نرسیده ذوق مرگ شدم جون شما

خلاصه که اینجوریاس

راستی اسمشم به احتمال 99/99% محمد مهدی خواهد بود

وای اصلا باورم نمیشه حمید بابا شده باشه

هنوز فکر میکنم همون حمید مجرد و دلقک خونس

همون که همیشه اشک منو در می اورد

حالا بذار من یه دمار از روز این بچه در بیارم

بفهمه یه من ماست چقد کره میده

 

 

آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

دلم نمیاد که

 

خدا کنه خدا لیاقت یه عمه ی خوب بودن رو بهم بده

 

فكر كنم ميخواد اين شكلی بشه

البته پسرونش ها

یکشنبه بیست و ششم مهر 1388  توسط فریبا  |

 

فراموش توام

 

سلام

من اومدم پس از ماه ها

به قول یکی از دوستان اینجا دیگه شده پاتوق عنکبوتها

در دیوار ور تار عنکبوت گرفته

اومدیم تو این ماه رمضونی یه صفایی بدیم

یه آب و جارویی

رفت و روبی

راستش برای یه پست جدید خیلی دنبال یه مطلب خوشگل میگشتم

اما هر چی دنبالش گشتم کمتر پیداش کردم

بلاخره دم آخری این یه شعر پیدا کردم

هرچند زیاد وصف حال خودم نیست اما بلاخره از هیچی که بهتره

 

 

فراموش توام

گرچه عمری است غریبانه فراموش توام

باز مشتاق تو و گرمی آغوش توام

باورم نیست که بیگانه شدی با من و من

همچو یک خاطره ی کهنه فراموش توام

شانه بر زلف سیاهت چو زنی یاد من آر

که چنان زلف تو آویخته بر دوش توام

نیستی تا که بگویم بتو ای مایه ی ناز

تشنه ی بوسه ای از آن دو لب نوش توام

حسرتی گر به دلم هست همان دیدن توست

من پرستوی خزان دیده و خاموش توام

 

 

دوستان همگی التماس دعا دارم

سر سفره افطار منو فراموش نکنید

 

 

 

شنبه هفتم شهریور 1388  توسط فریبا  |

 

خدایا دمت گرم

 

سلام بچه ها

چطورید؟

نمیدونید من چقد شادم

مشکلم حل شد

خطر مثل تیر تفنگ برنو از کنار گوشم رد شد

بعضی هاتون حال و روزمو میدونستید

ماه تیسا جان ، داداش مهدی ، مجید جون دستتون درد نکنه

خیلی ازتون ممنونم

میدونم حال خوب الانمو مدیون دعا های خیر شما الااخصوص ماه تیسای عزیزم هستم

نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم

کاش بتونم جبران کنم

ماه تیسا دلم میخواد بدونی همیشه دعات میکنم

بچه ها نمیدونید چقدحالم بد بود

چه میدونید تو این یه هفته چی کشیدم؟ تو چه برزخی دست و پا میزدم که نمیدونستم عاقبت چی میشه؟

خدا این مدل استرس رو نصیب گرگ بیابون نکنه

واقعا طاقت فرسا بود

وقتی از خدا میخواستم که کمکم کنه داشتم از خجالت آب میشدم

آخه به منم میگن بنده؟ باز هم به یه مشکلی مواجه شدم و یاد خدا افتادم

اما از طرفی هم کسی رو نداشتم.به کی پناه می آوردم

از کی کمک می خواستم؟

تو این هفته نمازها خوندم...

دعا ها کردم....

اشک ها ریختم....

قول ها دادم و پیمان ها بستم....

و تمام سعیم رو برای عمل به اونهاخواهم کرد

حالا از خدا به خاطر نعمت های داده و ندادش متشکرم...

میدونم هر کدوم یه جور نعمته؟

مثلا همین اتفاقی که واسه من افتاد و باعث شد که به خودم بیام

ببینم دور و برم چه خبره

 من فکر می کنم  درواقع هر کدوم از اتفاقات بد در حکم یه زنگ خطرند برای گوش به زنگ بودن ما

پس هر کدوم قابل تقدیر و تشکرند

در آخر باز هم از همه ی دوستای  خوبم تشکر میکنم

 

 

جواب یه کامنت بی نام و نشان در همین اواخر:

سلام آقا یا خانم ....

ممنون ز تعریفتون

راستش من هیچکاری نکردم و این از الطاف دوستامه. راستی مگه زیاده؟

به 300میگی زیاد؟

البته نصف بیشتر کامنت های این آپم خصوصین

اما باز هم فکر نمیکنم خیلی زیاد باشن

 

 

راستی بچه ها حلول ماه پر برکت رجب مبارک

روزه داران محترم هنگام افطار ما رو از دعای خیرشون بی بهره نذارن

امشب لیلة الرغائبه

براتون بهترین ها رو آرزو دارم

التماس دعا

ایام همگی به کام

 

دوشنبه یکم تیر 1388  توسط فریبا  |

 

تو را من چشم در راهم

 

تو را من چشم در راهم

شباهنگام

که میگیرند در شاخ "تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم

 

شباهنگام ُ در آن دم ُ که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یادآوری یا نه ُ من از یادت نمیکاهم

تو را من چشم در راهم

 

سلام دوستای گلم

میخوام آخر این آپ یه پیام بازرگانی بدم

بچه ها همین اواخر که داشتم تو وبلاگ ها سیر میکردم به یه بلاگ برخورد کردم که واسم خییییلی جالب بود

آخه تا حالا به بلاگی نرفته بودم که کسی به غیر از یه ایرانی نویسندش باشه

تصمیم گرفتم با هماهنگی خودش لینکش کنم تا شما هم اگه دوس داشتین برین

بریداااااااااااااا....

ضرر نمیکنید

 

اینجا کلیک کن

 

 

چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388  توسط فریبا  |

 

تولد

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com 

دوستان خوبم :

به علت سنگین بودن این متن و پایین اومدن سرعت

مجبور شدم حذفش کنم...

سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388  توسط فریبا  |

 

گل های نیلوفری

 

سلام دوستای گلم.منونم به خاطر حضور دوبارتون.

این بار این شعر رو به عنوانه آپه جدید در نظر گرفتم.راستش خیلی دوسش دارم.با این که تقریبا حفظش کردم هربار که میخونم واسم تازگی داره و از صمیمیتش لذت میبرم

به قوله معروف قلبم پروانه ای میشه...

لطفا نظرتون رو راجع بهش بهم بگین و دوباره پیشم بیایید.خب؟؟؟

 

 

 

 

گل های نیلوفری

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

تو را با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طروت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جست وجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گل هایی که در تنهاییم روئیده با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانی مست و دریایی

ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت ؟

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشم هایی را به رد اشکی ازجنس غروب ساکت نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی

نمی دانم چرا ، شاید خطا کردم

و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم چرا ؟؟ تا کی ؟؟ برای چه ؟؟

ولی رفتی و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بال هایش غرق در اندوه و غربت شد

و بعد از رفتنت آسمان چشم هایم خیس باران بود

و بعد از رفتنت کسی حس کرد من بی تو

تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو هر لحظه هزاران بار خواهم مرد

و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

و من با این که می دانم تو نام مرا با عبور خود نخواهی برد

هنوز آشفته چشمان زیبای توام برگرد

نمی بینی که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

وبعد از این همه طوفان درهم وحشت و تردید

کسی در پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم!

و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی قلبم

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا؟؟؟

شاید به رسم عادت پروانگی مان

باز برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

یکشنبه نهم فروردین 1388  توسط فریبا  |

 

عیدتون مبارک

دوباره سلام

ممنون که دوباره اومدین

ممنون که دوباره بهم سر میزنین

ممنون که به یادمین

هیچی آدمو به اندازه وقتی که بفهمه واسه دیگران مهمه خوشحال نمی کنه

خیلی دوست دارم این جا اعلام کنم وجود و حضور گرم کیا بسیار ذوق زده و خوشحالم میکنه.

البته کم نیستن اما اون هایی که الان به خاطر دارم داداش امیر گل و لیدای عزیزه

هر چند کم لطف هستن و زیاد پیشم نمیان اما واسم خیلی دوست داشتنی و عزیز هستن.

تازه جدیدا دو تا  دوست گل دیگه هم پیدا کردم که اسماشون سام و علی آقا هستش. این دو هم  خیلی به ما لطف دارن. خدا حفظشون کنه

آرزو جون و فائزه  خانم و نرگس گل هم که جای خود دارن.

خلاصه خیلی چاکریم. بازم ممنونم. بابت همه چیز

 راستی عید نوروز نزدیکه...

دیگه اینکه

ستاره ی بختتون بالا

سپیده ی صبحتون تابناک

سایه ی عمرتون بلند

ساز زندگیتون کوک

دماغاتون چاق

سرزمین دلتون سبز

سال نوتون هم پیشاپیش مبارک !

عید دیدنی ها و مسافرتا خوش بگذره ه ه ........

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387  توسط فریبا  |

 

عشق مودب

 

 

تقدیم به تو که وقتی زبان می گشایی، رگ های فروبسته ی هزار پرسش بی امانم را پاسخ می گویی و هجوم بی امان نفس هایت، دفتر پر برگ ندانسته های اندیشه ام را صفحه به صفحه بر باد می دهد. ای آشنا! با من سخن بگو..

هیچ وقت شعار نداده ام، که به زور باید لبخند زد! بعضی وقت ها باید تا نهایت آرامش گریست، آن گاه است که تبسمی میهمان لبانت می شود که زیبا تر از رنگین کمان بعد از باران است..

عشق مهمانی مودب است که ورودش را با ضربه های قلب اعلام می کند!

سه شنبه سیزدهم اسفند 1387  توسط فریبا  |

 

درختهای سیب

 

 

 

 

تو به من خنديدي

 

و نمي دانستي


من به چه دلهره از باغچه همسايه


سيب را دزديم


باغبان از پي من تند دويد


سيب را دست تو ديد


غضب آلوده به من كرد نگاه


سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك


و تو رفتي و هنوز


سالهاست كه در گوش من آرام آرام


خش خش گام تو تكرار كنان


مي دهد آزارم


و من انديشه كنان غرق اين پندارم


كه چرا


خانه كوچك ما سيب نداشت!!!

 

 

 

جمعه نهم اسفند 1387  توسط فریبا  |

 

 



با سلام به تمامی کسانی که از وب من دیدن می کنند.
من فریبا متولد 11 آبان ماه سال 1372هستم و در تهران زندگی می کنم.
از اینکه اومدین اینجا خیلیییی ممنونم
شما نظر نداده واسم عزیزین

ferikomando2010@yahoo.com

 

 

بینوایان ۱
بیا ببین چه خبرهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
فراموش توام
خدایا دمت گرم
تو را من چشم در راهم
تولد
گل های نیلوفری
عیدتون مبارک
عشق مودب
درختهای سیب

 

دی 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387

 

 

فائزه جون(نون خامه ای خودم)
آرزو جون(آتیش پاره)
لحظه های نارنجی
طوفان هیچگاه حریف نا خدای عشق نیست.
سدره جون
آتش
اسم من فریبا است
قدمی به سوی تو(لیدا جون)
عکس خودمونی
یه بکس توپ...
رعنا جون
آموزش فتوشاپ افغانستان
(¯`°•. ღღ♥ღ ღ اتاقــچه عشـق ღ ღ♥ღღ.•°´¯)
داش امیر جونم
داش امیر جونم2
***ونوس جون نازم***برید حالشو ببرید...
شاعرانه
لیلی مجنون
عاشق فراری!!!!
کوروش کبیر«از دست ندینش»
ღღ رهگذر غریب ღღ
رد پای از دوست بشناس
داده خورشید
امید جون(شعار عشق می دهم...)
ترنم دلتنگی(هانیه جون)
غریبی آشنا
.:: دانلود بهترين مطالب غمگين و عاشقانه::.
خونه خراب(پویا)
بوی گندم(مجید عزیزم)
اتاقچه ی عشق
ایمان اسکندری
لیانا جونم
کر کر خنده(احسان جون)
حرف های اجتماعی
عسلک من
بیا تو جک بامزه
رویا جون
علی رضا جون
ما از اوناشیم...
رضا عاشق
مرجع اصلی کلیپ های دیدنی
desperado(داش امیر گلم)
ღღღ.•**•LOVE ღ.•**• ღ
جالب همراه عکسهای جالبتر
هلیا جونم
فرنگیس دختر بختیاری
نبض شبهای تنهایی(آزاده)
هر چی دلت بخواد
نمیتونم بگم باید ببینی
لمس بوسه (پریسا جون)
عاشقانه ها -::- موج خروشان عشق
غریبی آشنا(آرمین عزیزم)
عكس من
دوست داشتن زیباست
تولدت مبارک گل من
WHERE LOVE ME (متين)
.::تيك تيك زيبا و مفيد::.
با مزه بیا تو
شیطنت
مشاوره و روانشناسی
مرجع دانلود
***وسعت تنهایی***(صدف)
#×/دریاچه غم/×#(مهسای عزیزم)
.:: بیا تو بخندیم ::.
پسر تنها
شهر فرنگ از همه رنگ
بفرما تو، دم در بده(صادق خان)
.::کارخونه عشق::.
فیلسوف
دیگه جاریست
مهر و ماه 110
عشق واقعی
lovestory
خدای عشق
.:: عسل بانووو ::.
خود زنی زن 25 ساله
love center
.:: بهترین شعر و آکوردها برای گیتار ::.
تنهایی،آزادی(امیر)
من منم تو گلی منم1010
بی هویت
زینارشا
دختر آبان(فریبا جون)
LoVe StOrY(داش علی)
زحل حلقه شکسته (تینا جونم)
.:: لحظه های زندگی ::.
جوک دونی
ܓܨミ★ミஜانتظارஜミ★ミܓܨ
((شرح حال استقلال تهران))
آسمان خاکی
دلواژه ی پارسا

 

.::پروفایل مدیریت::.

 

RSS 2.0

جديد ترين كدهاي زيبا سازي

<

Powered by : قالب و كدهاي جاوا > خوش آمديد

جديد ترين كدهاي زيبا سازي

کد اشکال موس
کد آهنگ برای وبلاگ
->